بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
49
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
خوددارى نمودم باوجود اين چون در آن نقطهء دريا سرعت سير كشتى بالطبع زياد بود كشتى من مستقيما به طرف آن توده سير كرد و ناگهان با آن تصادم نمود و فورا درهم شكست . چون توجه نموديم ديديم آن توده يكى از حيوانات عظيم الجثه دريا بود كه با دم خود ضربت شديدى به كشتى زده آن را متلاشى و غرق نمود . فقط من و پسرم و منشى به وسيله قايق از غرقاب نجات يافته به يكى از جزاير ديبجات افتاديم و شش ماه در آن جزيره بسر برديم تا آنكه به وسائلى از جزيره خارج شده پس از تحمل شدايد و سختىهاى بسيار خود را به عمان رسانديم در حالى كه آن پانزده كشتى ديگر به سلامت و بدون هيچ حادثهاى سفر خود را به پايان رسانيده بودند . [ داستان شمارهء ] : 34 حسن بن عمرو و ديگران حكاياتى راجع به عظمت پرندگان هندوستان و زابج و قمار و صنف و غيره كه از نواحى هند است از بعضى پيران هندى شنيده و براى من نقل كرده بودند . اما مهمتر از آن را كه خودم ديدم قسمت انتهاى يكى از پرهاى پرندگان بود كه ابو العباس سيرافى به من نشان داد طول آن دو ذراع و گنجايش نه مشك آب داشت . اسميعيلويه ناخدا نيز براى من حكايت كرد كه در يكى از شهرهاى هندوستان و در نزد يكى از تجار معتبر آن شهر ساقهء پر مرغى را ديده است كه مانند خمرهء بزرگى آن را نزديك خانه خود قرار داده و از آب مملو ساخته بود . من از اين داستان تعجب كردم او گفت اين مسئله در مقابل حكايت ديگرى كه شنيدهام تعجب ندارد . يكى از ناخدايان